My Love for u
1: شما به طرف خانه کسی که دوست دارید می روید . دو راه برای رسیدن به انجا وجود دارد : 2:
در راه دو بوته گل رز می بینید . یکی پر از رز های قرمز و دیگری پر از رز های سفید . شما تصمیم می گیرید ۲۰ شاخه از رز ها را برای او بچینید . 3 :
بالاخره شما به خانه او می رسید . 4 :
شما وارد منزل شده به اتاق او می روید ولی کسی انجا نیست . پس تصمیم می گیرید رز ها را همان جا بگذارید . 5 :
شب می شود شما و او هر کدام در اتاقهای جداگانه ای می خوابید . صبح زمانی که بیدار شدید به اتاق او می روید . به نظر شما وقتی که انجا می روید او خواب است یا بیدار ؟ 6 :
وقت برگشتن به خانه است ایا راه کوتاه و ساده را انتخاب می کنید ؟ پاسخ ها :
سوال اول :
جاده نشان دهنده عشق است اگر راه کوتاه را انتخاب کرده اید ، زود و اسان عاشق می شوید . سوال دوم :
تعدا رز های قرمز نشان دهنده ان است که در یک رابطه چقدر از خودتان مایه می گذاریدو تعداد رز های سفید برعکس نشان می دهد که شما چقدر در ان رابطه از طرف مقابلتان انتظار محبت دارید . به طور مثال اگر ۱۸ رز قرمز و ۲ عدد رز سفید انتخاب کرده اید به معناست که شما ۹۰% محبت می کنید و ۱۰% انتظار محبت از طرف مقابل دارید . سوال سوم :
سوال سوم نشان دهنده طرز برخورد شما بامشکلات در یک رابطه است . اگر شما از اعضای خانواده درخواست کرده اید که محبوبتان را صدا بزند به این معناست که شما از مواجه شدن با مشکلات می ترسید و امیدوار هستید که مشکلات به خودی خود حل شوند . ولی اگر خودتان به اتاق رفته اید که او را از حضور خود مطلع کنید این نشان می دهد که شما با مشکلات روبرو می شوید و دوست دارید انها را هر چه زودتر حل کنید . سوال چهارم :
محل قرار دادن رزها نشان دهنده اشتیاق شما برای دیدن محبوبتان است . اگر انها را بر روی تخت میگذارید نشان می دهد که دوست دارید او را زیاد ببینید و اگر انها را لب پنجره قرار می دهید یعنی اگر او را زیاد هم نبینید تحمل می کنید . سوال پنجم :
سوال پنجم نشان دهنده تفکر و طرز فکر شما در کاراکتر و شخصیت فرد محبوبتان است . اگر شما او را در حالی که خوابیده است در اتاق می بینید . این به این معنی است که شما او را همانطور که است دوست دارید و اگر او را بیدار دیده اید یعنی انتظار دارید او مطابق میل شما بشود . سوال ششم :
راه بازگشت به خانه نشان دهنده دوام عشق شماست . اگر راه کوتاه را انتخاب کرده اید مدت عاشق بودن و دوست داشتن شما کوتاه است و اگر راه بلند را انتخاب کرده اید مدت زیادی در عشق خود پایدار خواهید بود .
آغشته به تو ميشود گفته بودم که اگر بوسه دهی توبه کنم /که دگر باره از این گونه خطاها نکنم بوسه دادی و چو برخاست لبت از لب من/توبه کردم که دگر توبه بیجا نکنم... دیگــــــــــر طــــــــــاقت رویــــــــــاهایم تــــــــــموم شد دلــــــــــم رسیدن میخواهــــــــــد . . . . Amir Azizam in ghalbe mane k injori vasat mitape... Do0o0o0o0o0set daram eshgham.. دوستت دارم هدیه ایست که هر قلبی فهم گرفتنش را ندارد... قیمتی دارد که هر کسی توان پرداختش را ندارد... جمله ی کوتاهیست که هر کسی لیاقت شنیدنش را ندارد چه جوری شد نمیدونم که عشق افتاده به جونم خودت خونسردی اما من، نه اینطوری نمیتونم دارم حس میکنم هر روز به تو وابستهتر میشم تو انگاری حواست نیست دارم دیوونهتر میشم یه حالی دارم این روزا نه آرومم نه آشوبم… به حالم اعتباری نیست تو که خوبی منم خوبم بگو با من چیکار کردی که اینجور درب و داغونم نه گریونم نه خندونم مثل موهات پریشونم من از فکر و خیال تو همش سردرد میگیرم سر تو با خودم با تو با یه دنیا درگیرم یه حالی دارم این روزا نه آرومم نه آشوبم یاس وقتی زندگی شده ی زندون ، وقتی دلگیری از این و از اون وقتی روزگار ناروزگاره وقتی روبروت تنها دیواره وقتی تنهاییت قد ی دنیاست وقتی خوشبختی برات ی رویاس وقتی بودنت دردو تکراره از درو دیوار برات میباره تو تنها نیستی یکی باهاته یکی که برق توی چشاته نمیشه عقربه هارو به عقب برگردوند نمیشه که قصه زندگی رو از سر خوند زندگی درست مث ی جاده یکطرفه است یهو میبینی دیگه نداری راه پیشو پس چشماتو نبند روی زندگی اخرش باید حرفاتو بگی نمیشه برگشت به راه اول دنیا رنگیه نه سیاهو سپید وقتی که زخماتو میشماری وقتی به هیچکس امید نداری یکی باتو هست تو تنها نیستی تنها ادم تو دنیا نیستی
نمی دانی چه دلتنگم
ـ یکی کوتاه و مستقیم است که شما را سریع به مقصد می رساند ولی خیلی ساده و خسته کننده است .
ـ اما راه دوم به طور قابل ملاحظه ای طولانی تر است ولی پر از مناظر زیبا و جالب است .
حال شما کدام راه را برای رسیدن به خانه محبوبتان انتخاب می کنید ؟ راه کوتاه یا بلند؟
چند تا را سفید و چند تا را قرمز انتخاب می کنید ؟
( شما می توانید یا همه را یا از ترکیب دو رنگ انتخاب کنید )
یکی از افراد خانواده در را بر روی شما باز می کند .
شما می توانید از انها بخواهید که دوستتان را صدا بزند .
یا اینکه خودتان او را خبر کنید .
حالا چکار می کنید ؟
ترجیح می دهید انها را لب پنجره بگذارید یا روی تخت ؟
یا ترجیح می دهید از راه طولانی و جالب تر بروید ؟
ولی اگر راه طولانی را انتخاب کرده اید به اسانی عاشق نمی شوید .
روحم...
نفسم...
بند بند وجودم...
وقتي در حصار دستانت
بوسه باران ميشوم...
وقتي كه در آغوشت آرامش ابدي ميگيرم...
آن لحظه رويای من است.
دختر: شنیدم داری ازدواج می کنی .. مبارکه .. خوشحال شدم شنیدم...
پسر: ممنون...انشالله قسمت شما...
دختر: می تونم برای آخرین بار یه چیزی ازت بخوام؟؟؟
پسر: چی می خو...ای؟
دختر: اگه یه روز صاحب یه دختر شدی می شه اسم منو روش بذاری؟
پسر: چرا؟ می خوای هر موقع که نگاش می کنم ..صداش می کنم درد بکشم؟؟
دختر: نه.. !!
آخه دخترا عاشق باباهاشون می شن.. .
می خوام بفهمی چقدر عاشـــــقت بودم...!
حالم اعتباری نیست تو که خوبی منم خوبم
آمین:
نیستی حالم خرابه
تو رو با یکی دیگه دیدم
داغون شدم مردم
ولی باز تو رو بخشیدم
نیستی دلشوره دارم
میبینم تو رو تو چشماش
این تقدیر بی رحمه با قلبم
عشق من برو نذار تنهاش
نیستی حال من خرابه
نیستی دستام سرد سرد
چشمام تو رو با اون دید و دلم باور نکرد
نیستی و هوای این گریه داره بغضم رو میشکنه
من مردم و دستهای تو قاتل منه
یاس:
رفتی از این آغوش چه راحت
و باز منم تنها و خاموش چراغم
چه بی اعتنا رفتی هه
نفهمیدم حس من واست یه تفریحه
تو که میدونستی وجود تو ترک درداست
تو که میدونستی نبود تو مرگ فرداست
ولی آروم آروم زیر بارون داغون
قدم میزنم و تو شادی با اون یارو
سرا پا گوش بودم وقتی که تو داشتی حرفی
حالا که بهت نیاز دارم گذاشتی رفتی؟
باشه، منم میذارم رگ این گردن
که رفتم و دیگه پیشت برنمیگردم
ولی روزی رو میبینم که یارت سیره
از تو با یکی دیگه از کنارت میره
به هر دستی که بدی میگیری از همون دست
این نفرین من نیست بازی زمونست
اون میخواد که دل تو با حرفهاش خواب شه
صبر کن بذار یه کمی یخ هاش آب شه
وقتی میفهمی چه کسی پشت روبنده
که به احساست بزنه یه مشت کوبنده
آمین:
نیستی حال من خرابه
نیستی دستام سرد سرد
چشمام تو رو با اون دید و دلم باور نکرد
نیستی و هوای این گریه داره بغضم رو میشکنه
من مردم و دستهای تو قاتل منه
یاس:
چقدر باهات حرف دارم و چقدر خرابم
کاش لاقل بودی میدادی یه خط جوابم
تو که هی میگفتی تا ته خط باهم هستی
چرا رفتی و با درد دست و پاهام رو بستی؟
چرا؟ هاه؟ بخدا تا به من حرفی
نزنی نمیرم تو چرا واقعا رفتی؟
لااقل یه چیزی بگو، بگو دوستت نداشتم
بگو از خدام بود که تو شب و روزت نباشم
یعنی قصدت از اول این بود که با من نمونی؟
حرف بزن، تو که اینقدر نامرد نبودی
چی میگم اون دیگه نیست پیشم
چشم، تو این امتحان هم بیست میشم
ولی چرا از سنگه قلبها در این شهر تاریک
اسیر کابوسم تو یلداترین شب تاریخ
کابوسی که نفس رو تو سینه حبس میکنه
و میبینم یکی دیگه تنت رو لمس میکنه
داره تنم میلرزه
واسه ادامهٔ خوابم حتی قلم میترسه
ختم کلام رفتی از این آغوش چه راحت
و باز منم تنها و خاموش چراغم ....
چه بی تابم
چه غمگینم چه تنهایم
تو را هر شب صدا کردم
نمی بینی نمی خوابم
بیا تا باورت گردد
که بی تو کمتر از خاکم
ولی با تو به افلاکم
بیا با آرزوهایم
بسازم خانه ای در دل
سراغم را نمی گیری
مگر بیگانه ای با دل؟
قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت |